به اوبگویید دوستش دارم...

به او بگوئید که دوستش داشتم........

هر چه گفتم هر چه ساختم و سوختم بیهوده بود...

هر چه به او گفتم دوستش دارم انگار یه خواب بود....

و هر چه با عشق و احساس او سوختم پوچ پوچ بود....

دیگر نمی دانم چگونه باید از آنکه دوری بگویی که دوستش داری....

تو بگو ای قلب عاشق من چگونه باید این دوست داشتن رو

ابراز می کردم؟؟؟؟

من هستم و یک قلب سرخ یک دنیا محبت و عشق نهفته است

و من تو را دوست می داشتم گر چه تو این دوست داشتن را

باور نداشتی.....

کاش می دانستی که قلبم یک آرزو داشت و تنها آرزویش تو بودی...

کاش می دانستی قلبه مجنونم یک معشوق دارد و تنها لیلای آن

تو بودی.....

کاش می دانستی که قلبم تنها یک احساس دارد و آن احساس پاک

تنها برای تو هست....

و ای کاش می دانستی که قلب عاشقم تنها یکی را دوست

می داشت و آن تو بودی......

تویی و آن قلب مهربانت و یک دنیا احساس پاک در وجودت.....

منی که مدت ها به انتظار تو در جاده های انتظار نشسته بودم

منی که مدت ها بود از خدای خویش آرزوی تو را داشتم

و منی که لحظه ها و ثانیه ها به یاد تو و به انتظار تو می نشستم

چگونه بگویم که دوستت داشتم؟؟؟؟

آهای ای دو چشم خیس من....دو چشمی که شب و روز برای

او اشک ریختید و تا سحرگاه به یاد او به آسمان عاشقی

به مهتاب و ستارگان نگاه می انداختید......

و ای دو چشمی که مرا عاشق او کردید و مرا در دنیای

عاشقی اسیر کردید.......شما به او می گفتید که دوستش

داشتم.........

آری به او می گفتید که خیلی دوستش داشتم......


زمان: 2018-04-16 15:15:04